تبليغاتX
Eternal Griefs
 

 

 
 


 

 
     
   

Eternal Griefs

Start at summer 08
by Deineath and Matran
for showing the agony...

 

-= Pain is everywhere =-
-= Designed by Deineath =-

آرشیو وبلاگ


نوشته های پیشین


شك
انتقام
1387
دلم تنگ مي شود بي تو
يگانگي
بي ترس دوزخ يا بهشت
سرزمين
سكوت صدا
شب
مهتاب مرد
خاک من
Kill yourself
ﺑﯿـــﻨﻮاﯾﯽ
نفس ..
پایان زندگی
بازیه زندگی ...
این من ..
گرفتار
ویرانی
Lunatic
سایه’ من
In memory of ...
سودای مرگ
دلم مرگ می خواهد ...
و من سوگوارانه شادم ...
An other sorrow
I Die
C o l d , S o H o t


نویسندگان
Deineath
Matran

 

پیوندها


Misty Graveyard
Deineath
Mogh
Whispering Gloom
Mehr Khorshid
Silent Shout
Depression
Aryan Rebirth
Fragile Dreams

 

 

 

تیغ را بر داشتم،خواستم باز هم درد بکشم.خواستم ببینم هنوز خون در رگهایم جریان دارد؟ نگاهم به زمین افتاد. کاغذ های پاره،تکه های شکسته آینه،لکه های خشک شده خون،دستمال هایی که یک روز خیس اشک بود.به خودم شک دارم،به اینکه زنده ام یا مرده.تیغ را روی دستم کشیدم،باز هم خون آمد.قطره های وجودم را می دیدم که بر روی زمین می ریزند،چه آسان.انگار این قطره ها هم تحمل اسیر بودن در وجودم را ندارند.اینجا چقدر بوی خودم را میدهد،بوی تنم را که خسته است از زمین و زمان.قاب عکسش را بغل می کنم و بویش می کنم و می فهمم که از همه مرده ها،مرده ترم.دیگرهیچ چیز برایم اهمیت ندارد،چون اسم من دیگر در لیست آدمها نیست،خودم اسمم را پاک کردم.خودم خواستم نباشم.خواستم قطره های باران مال من نباشد. بغض بازهم راه گلویم را بسته است.می خواهم داد بزنم دلم برای خودم تنگ شده.می خواهم بروم روی پشت بام و طعم پرواز را بچشم،چون خیلی وقت است که جسمم از دست روحم در فراره،روحم از دست قلبم و قلبم از دست همه چیز و همه کس.چه کسی قلب من را غارت کرد؟ چه کسی من را نابود کرد؟چه کسی از من تنفر ساخت؟ گریه هام راچه کسی آشناست؟ تن زخمی از خود زنی هایم را چه کسی دیده؟!؟ می دانی که وجودت را نیاز دارم و تنها کسی بودی که در این دنیا داشتم.نمی خواهم متعلق به کسی باشم.کمی صبر کن تا در کنارت بیارامم....

 

In Memory Of .....

 + نوشته شده در  87/05/27ساعت 2:56  توسط Matran  |