|
|
|
|||||
|
|
||||||
|
|
|
|||||
|
Eternal Griefs Start at
summer 08
-= Pain is
everywhere =-
آرشیو وبلاگ
پیوندها
|
شمع من و تاریکی.آن را روشن می کنم.در تاریکی غوطه می خورم.دیگر امیدی به روشنایی نیست.غم و مرگ همه جا را فرا گرفته.چاقویی در دست و طناب داری در مقابل خود می بینم.آرام به روی صندلی می روم و به شمع می نگرم که چگونه با نورش زمین را روشن کرده.می خواهم نت مرگ را بنویسم.آغاز خواهم کرد آنرا با تاریکی های درونم.کتاب کثیف زندگی را ورق می زنم و به مرگ فکر می کنم.مرگ در تاریکی و تنهایی.صندلی از زیر پایم به کنار می رود و آرام آرام ناپدید می شوم.شمع هم با بادی خاموش می شود و من در پی اندوهی دیگر... + نوشته شده در 87/05/04ساعت 0:51 توسط Matran |
|
|||||
|
|
|
|
|
|
||