تبليغاتX
Eternal Griefs
 

 

 
 


 

 
     
   

Eternal Griefs

Start at summer 08
by Deineath and Matran
for showing the agony...

 

-= Pain is everywhere =-
-= Designed by Deineath =-

آرشیو وبلاگ


نوشته های پیشین


شك
انتقام
1387
دلم تنگ مي شود بي تو
يگانگي
بي ترس دوزخ يا بهشت
سرزمين
سكوت صدا
شب
مهتاب مرد
خاک من
Kill yourself
ﺑﯿـــﻨﻮاﯾﯽ
نفس ..
پایان زندگی
بازیه زندگی ...
این من ..
گرفتار
ویرانی
Lunatic
سایه’ من
In memory of ...
سودای مرگ
دلم مرگ می خواهد ...
و من سوگوارانه شادم ...
An other sorrow
I Die
C o l d , S o H o t


نویسندگان
Deineath
Matran

 

پیوندها


Misty Graveyard
Deineath
Mogh
Whispering Gloom
Mehr Khorshid
Silent Shout
Depression
Aryan Rebirth
Fragile Dreams

 

 



آدمک ،

نمی دانم از کدامین دیار سرد، در این حرمت گرم نشسته ای؟

آدمک، ازهجوم پرواز کلاغ های سیاه بر شا لیزارهای رفته از یاد،

چه خبر؟

آدمک ، از تنهایی نیلوفرهای نشسته درمردابهای شوم اندوه ،

چه خبر؟

آدمک ، از پرواز بلند قاصدک ها ی وحشی رها شده درهجوم تند با دهای سیاه،

چه خبر؟

آدمک ،از جوانه های روییده برشوره زار تنهایی که به امید باران دست به آسمان برده اند ،

چه خبر؟

آدمک ازرقص آرام خوشه گندم های اسیر، دردستان نسیم سرد سپیده دمان،

چه خبر؟

آدمک ، از زلالی شبنم های نشسته در خلوت گل بوته ، علف های صحرایی ،

چه خبر؟

آدمک ،از تنهایی بی ترانه بیشه ،

از حضورپر آوازه درهم پیچیده ریشه ،

چه خبر؟

آدمک، از ظلمت شبهای بی ستاره ،

از هم آغوشی جویبارو کویر،

ازطپش قلب کوچک چکاوک ،

از هجوم سیاه کلاغ های مانده در سرما،

چه خبر؟

آدمک، از سردرگمی، از انتظار باران ، ازنفس های زمین،

چه خبر؟

آدمک، از کویر خشک احسا س من،

چه خبر؟

آدمک، از غربت من از اندو ه تو،

چه خبر؟

آدمک، از من از تو

چه خبر؟

 + نوشته شده در  88/03/04ساعت 1:32  توسط Matran  |