|
|
|
|||||
|
|
||||||
|
|
|
|||||
|
Eternal Griefs Start at
summer 08
-= Pain is
everywhere =-
آرشیو وبلاگ
پیوندها
|
من از سرزمینی دور می آیم،سرزمینی که سحرگاهان در افق دریاهای بیکران به رنگ خفه ای خود نمایی می کند.سرزمین من،سرزمین اسطوره های خاک گرفته است.سرزمین من،سرزمین اهریمنانی است که در زیر خرمن ها خاک خفته اند،اما گویی هنوز برشهر حکم می رانند.من از سرزمینی دور می آیم،سرزمینی که شباهنگام مردگان از درون گورهاشان آوایی سر می دهند که گویی انسان را به مرگ می خوانند.سرزمین من،سرزمین پندارهای هولناک مردمیست که زندگی را به مرگ تدریجی خویش فروخته اند.مردمانی که هر صبح به خاکسپاری عشق می روند.من از سرزمینی دور می آیم،سرزمینی که بر فراز آن اشباح به رقص در آمده اند و هر کجای آن که قدم بگذاری،موسیقی تباهی باورهای مردمش را می شنوی.سرزمین من،سرزمین هزاران مسیح مصلوبی است که به جرم سنگین عشق به چهار میخ کشیده شده اند و مردمانی که با بی شرمی تمام،نخستین سنگ را پرتاب خواهند کرد،چرا که خود را پاک می خوانند و خدا می داند که قلبشان لبریز است از لغزش ها و تردید ها.سرزمین من،سرزمین نوزادانیست که در بدو تولد به مرگ می اندیشند و عاشقانی که عشق خود را در لحظه ای به فراموشی خواهند سپرد.سرزمین من،سرزمین رنگ باختگی رویاهای زندگی بخش است،رویاهایی که ذهن انسان را به فراسوی لجنزارهای این سرزمین نفرین شده پرواز می دهند.صد حیف که این پرواز از ادراک مردم من فرسنگ ها فاصله دارد.من از سرزمینی دور می آیم،سرزمینی که در آن ثانیه ها به کندی سالیان دراز می گذرند،ساعت ها به خواب رفته و در چهره تقویم ها خستگی فریاد می زند.سرزمین من،سرزمین دل خستگی مردمانیست که چهره شکسته شان چنین می نماید که سنوات بی شمار زیسته اند،بی آنکه لحظه ای حیات را لمس کنند.من از سرزمینی دور می آیم،سرزمینی که در سکوت به روند فساد خود ادامه خواهد داد + نوشته شده در 87/10/24ساعت 1:51 توسط Matran |
|
|||||
|
|
|
|
|
|
||