|
|
|
|||||
|
|
||||||
|
|
|
|||||
|
Eternal Griefs Start at
summer 08
-= Pain is
everywhere =-
آرشیو وبلاگ
پیوندها
|
صداها هیچ نمی گویند،هیچ صدایی نمی شنوی حتی صدای فرو ریختن اشک را از گونه هایت مغزت هیچ چیز نمی اندیشد یک حس آشنا تو را به سمت یک تصمیم تازه سوق می دهد تصمیمی که چندان خوشایند نیست برایت اما می دانی بهترین است در شرایط موجود دوست نداری ابلهانه چشم به روی واقعیات ببندی صداها هیچ نمی گویند من خاموشم و تنها صدای سکوت است که دارد روحم را می خورد احساس می کنم به اندازه قرن ها خرد شده ام احساس می کنم برگ خشکیده ای بودم که زیر پای عابری له شد عابری که به تصادف از این جاده گذشت من دیگر هیچ نیستم هیچ شده ام و شاید پوچ + نوشته شده در 87/09/26ساعت 18:47 توسط Matran |
|
|||||
|
|
|
|
|
|
||