تبليغاتX
Eternal Griefs
 

 

 
 


 

 
     
   

Eternal Griefs

Start at summer 08
by Deineath and Matran
for showing the agony...

 

-= Pain is everywhere =-
-= Designed by Deineath =-

آرشیو وبلاگ


نوشته های پیشین


شك
انتقام
1387
دلم تنگ مي شود بي تو
يگانگي
بي ترس دوزخ يا بهشت
سرزمين
سكوت صدا
شب
مهتاب مرد
خاک من
Kill yourself
ﺑﯿـــﻨﻮاﯾﯽ
نفس ..
پایان زندگی
بازیه زندگی ...
این من ..
گرفتار
ویرانی
Lunatic
سایه’ من
In memory of ...
سودای مرگ
دلم مرگ می خواهد ...
و من سوگوارانه شادم ...
An other sorrow
I Die
C o l d , S o H o t


نویسندگان
Deineath
Matran

 

پیوندها


Misty Graveyard
Deineath
Mogh
Whispering Gloom
Mehr Khorshid
Silent Shout
Depression
Aryan Rebirth
Fragile Dreams

 

 

 

چشمانم دیگرقادر به نگاه کردن نیستند

دهانم دوخته شده و یارای نفس کشیدن ندارم

سپاهی از تاریکی مرا فرا گرفته،به کدامین گناه ؟ مرگ

می خواهم فریاد بزنم تا همه بفهمند که من هم زنده ام

می خواهم نجاست ها را پاک کنم تا راحت تر نفس بکشم

درخت سبزی بودم که همه ازسایه ام لذت می بردند

اکنون برگ زردی که عابرین از رویم گذر می کنند

و صدای خورد شدنم را در گوشم زمزمه که زمان مرگ فرا رسیده

اینجا پایان زندگی است،نفهمیدم که از برای چه زیستم ؟ عشق

تمام سالها به تنهایی گذشت و کسی از دل بیمار من با خبر نشد

سالهای سیاهی که بی تو با درد گذشت تا به اینجا که آغاز پایان است

کم کم در حال سرد شدن هستم و احساس می کنم که چیزی می خواهد بدنم را بشکافد

روح بیچاره هم دیگر توان تحمل من را ندارد،برای چه ؟ نفرت

نفرتم را یادگار با خود می برم به جایی که همه از خود متنفرند

سپاه تاریکی آماده بردن من است،قل و زنجیر می زنند بر افکار پوسیده ام

جسم خود را می بینم که همه در حال فرار از آنند

اشک می ریزم بر پیکرم و می روم

نمی دانم به کجا و به کدامین گناه،شاید زیستن .....

 

‌‌‌‌‌‌By MatraN

 + نوشته شده در  87/07/04ساعت 15:54  توسط Matran  |